تبليغاتX
یک حرف دوحرف

یک حرف دوحرف

چه چیزها!

....

چی بگم؟خیلی وقته اینجا سر نزدم.چشم .بیشتر می نویسم خب!
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط دکترحاتم  | 

کوتاه-1

من این ور آبم

تو آن ور آب

شگفتا

که حتی آب هم

سد راهمان شده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 11:51 قبل از ظهر  توسط دکترحاتم  | 

ابراهیم منصفی وتشگر از حاجی برای آشنا کردن ما با او

شعر دلتنگی، از مجموعه شعر ابراهیم منصفی که با نام «رنجترانه ها» به چاپ رسیده است.

۱

شیطان مهربان چشم هایت

وقتی نماز می خواندم

وسواس دل پذیری بود

خط بلند فاصله

بین خدا و ذهن خاکی من

تا چاله های زخم دلم

آبشخور کبوتران خواب های دلتنگی باشد.

۲

پروردگار من!

شیطان مهربان آن همه خوبی

وقتی نگاه می کنی

مجروح می شوم

تحلیل می روم

می میرم!

تا دست هایت را شاید

تابوت پرواز کرده باشم.

۳

من مستجاب شدم

در متن گریه های «چایکوفسکی»

وقتی که زخم هایم را

در باران سمفونی می شستم

و کودکانه تاب می خوردم

بر شاخه های نرم درختان خاطره،

من مستجاب می شدم

در اولین شب ظهور شیطان

که دست های فاسدم را

در آب های سجده مقدس کرد

و آنقدر صمیمی شد

که من

در آستان قدم هایش

گریستم.

برگرفته از وبلاگ خانه ی داستان سرو

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط دکترحاتم  |